مرداد ماه سال1331با سر زدن خورشید جانش از سرزمین ولایتمدار«چادگان»،وجودش آشنای مهمانسرای دنیا گشت.در پناه خانواده ای که به سختی گذران زندگی می کردند،پرورش یافت پدر ومادرش با رنج وزحمت فراوان کار می کردند ودستان کوچک«محمدعلی»هم یاری گرآنان بود.
روح بلند او سرشار از معرفت الهی بود.وجودش آیت صبروشکیبایی بودوبا احترام گذاشتن به دیگران به ویژه پدرومادر،پیام آور خشوع وفروتنی بود.مدتی با دستان گرم وسخاوت خویش کارگری می کرد وطلب رزق حلال می نمود.پس ازآن به استخدام شرکت ذوبآهن اصفهان درآمد وشش سال در خط مقدم صنعت کشورهمت راجبهه ی کارخود قرار داد.سال1354به سنت وامر پیامبر لطف ورحمت روی آورد وازدواج کردکه ثمره ی این تعهد سه پسرودو دختر بود.
به هنگام حمله ناجوانمردانهِ غاصبان وطن بیرق ظفر،علم کرد وبه ندای رهبر ومقتدایش لبیک گفت ودر تاریخ6/11/1366در قالب ستاد پشتیبانی جنگ بعنوان جهادگرعازم سرزمین های اخلاص وایمان شد.نوزده روز دلاورانه حماسه آفرینی کرد.سرانجام این گوهر با اخلاص وجهادگر فی سبیل الله درتاریخ 25/11/1366جانش پذیرای شربت شهادت شد وبراثر اصابت ترکش بر پیکر مطهرش به جمع افلاکیان پیوست.