
سال 1344در خطه ای که بهار با طراوت وتابستان با صفای آن زبانزد خاص وعام است ونزد مردمان موصوف به «چادگان»است دیده به جهان گشود.«مرتضی»که در بزم«الست بربکم قالوابلی»؛ازجام ازل ،باده ی عشق را نوشیده بود؛در دیجور حیات بر آن شد که به عنوان خلیفه ی معبود در کره ی خاک،با محبوب خود تجدید میثاق کند.
از آنجا که وجودش آیه ی نزول سحر بود؛لیله القدر شب های وجود خود را دل سپردن به آخرین معشوق ناز(عزوجل)قرار داد.مقصودش باده نوشیدن از باده ی وصال محبوب بود وراه رسیدن به این مقصداعلی بسی طولانی.از این رو باشنیدن صلای نیایش،به نماز عشق می ایستاد تا بوی زلال دعا،از قلب زخمی اش(که درد غریبی در خود داشت)به مشام جانان می رسید.
به گاه آموختن برآن شد که حصارکاغذی نادانی را در هم شکند.پس وجود را به آموزگارمعرفت سپرد تادر سایه سارحلاوت گفتارش؛طومار علم رادر نوردد وتوشه ای مفید بر گیرد.به همین سبب تا پایان دوره ی راهنمایی رادر زادگاهش گذراند وبرای ادامه تحصیل به اصفهان مهاجرت نمود و در مدرسه علمیه ی امام صادق(ع)درس طلبگی خواند.با شنیدن خطابه ی بلیغ سر حلقه ی نیک محضران،به جمع مدیان پیر نیک سیرت جماران پیوست وبه مبارزه با رژیم منحوس پلهوی پرداخت تا ظلم را از صفحه ی زندگی پاک کند.با تشکیل کمیته ی انقلاب اسلامی از اعضای فعال وبصیر در سازمان دفاع شهری بود. در دوران پر افتخار دفاع مقدس به فعالیت هم جانبه در این عرصه پرداخت.در کمیته ی فر هنگی جهاد سازندگی فعالیت بارزی از خود نشان داد.سبوی دل را لباب از انس با قرآن کرده بود وهمین مینای مهر او را به سوی شرکت در کلاس های آموزش قرآندر مسجد جامع می کشاند ودر مجالس مذهبی وعزاداری ائمه اطهار (س)شرکت می کرد وبه خود سازی در راه عشق رهنمون می گشت.
با یورش خصم نامرد پس از گذاراندن یک دوره ی آموزش نظامی بیست وپنج روزه در نجف آباد، در تاریخ30/11/60 در لباس زرم بسیج عازم مهد خود سازی شد. در نامه های سراسر امید ونشاط خود از سرزمین های عشق وایثار ،همواره از عنایت های حضرت ولی عصر(عج)و لطف خدای متعال به رزمندگان اسلام می نویسد.خانواده اش را به صبر توصیه می کند وعاشقانه پیام می دهد که:«در پشت جبهه به مردم روحیه دهید وسر بلند باشید که این چنین فرزندان خود را به یعری قرآن می فرستید وآنان را فدای اسلام ودین می کنید.»
سر انجام در دومین عملیات «فتح المبین»سوار بر مرکب تیز پای شهادت عاشقانه نوای «عند ربهم یر زقون»سر می دهد وساکن کوی یار می شود بر اثر اصابت تر کش به درجه رفیع شهادت نایل می گردد.